![]() |
![]() |
|
|
قاصدک قاصدک هان.چه خبر آوردی؟ ازکجا.وزکه خبر آوردی؟
گرد بام و درمن بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه زیاری.نه زدیار و دیاری--باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی باکس برو آنجا که تورا منتظرند قاصدک! در دل من همه کورند و کرند دست بردار از این در وطن خویش غریب قاصدک تجربه های همه تلخ با دلم میگوید که دروغی تو.دروغ که فریبی تو.فریب قاصدک!هان...آخر ای وای!!! راستی آیا رفتی با باد !؟ با توام.آی!!! کجا رفتی؟ آی!!! راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی.جایی؟ در اجاقی_طمع شعله نمیبندم_خردک شوری هست هنوز؟ قاصدک ابرها همه عالم شب و روز دردلم میگریند
قاصدک غم دارم غم آوارگي و دربدري... غم تنهايي و خونين جگري قاصدک واي بر من همه از خويش مرا ميرانند... همه ديوانه و ديوانه ترم ميخوانند مادر من غمهاست قاصدک! دريابم روح من عصيان زده و طوفانيست آسمان نگهم بارانيست قاصدک غم دارم غم به اندازه ي سنگيني عالم دارم قاصدک غم دارم غم من صحراهاست افق تيره ي او ناپيداست قاصدک ديگر از اين پس منم و تنهايي و به تنهايي خود در هوس عيسايي و به عيسايي خود منتظر معجزه اي غوغايي قاصدک زشتم من زشت چون سنگ خارا قاصدک حال گريزش دارم مي گريزم به جهاني که در آن پستي نيست پستي و مستي و بد مستي نيست مي گريزم به جهاني که مرا نا پيداست شايد آن نيز فقط يک روياست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:55 توسط masih |
|
|
اینک که گاوهای معطر در راه انقلاب طرح و تپاله میریزند و جغدهای قانونی با عنکبوتها برنامه مینویسند، تا دوستانِ جنایت را در حلقهی حمایت گیرند و ایستادهها نشستهاند و انزوای من بوی کاغذ گرفته است، ای دوست بیا تا صدای بلبلهایی را بشنویم که میگویند در قدیم میخواندهاند... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 11:23 توسط masih |
|
|
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند. گفت همسرم در خانه سالمندان تحت مراقبت است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود! پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است
!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 20:29 توسط masih |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 11:42 توسط masih |
|
|
یارو میره قبرستون می بینه مرده ها روی قبر نشستند.
می گه چه خبره؟ میگه سئوال های شب اول قبر لو رفته. گفتن فعلا بیرون بایستید.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 17:36 توسط masih |
|
|
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد: |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:25 توسط masih |
|
|
|||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 12:6 توسط masih |
|
|||||||||
|
سلام دوستان
سال ۱۳۸۷ به شما دوستان و هم میهنان ارجمند مبارک باد. شرمنده دیر آپ می کنم آخه این چند روز عید همش حرف مسافرت بود منم کامپیوتر گیر نمی آموردم که آپ کنم. در هر صورت ببخشید. می دونی بدی این تعطیلات چیه؟ اگر شروع بشه یعنی تمام شده.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 13:16 توسط masih |
|
|
سلام دوستان
امشب که چهار شنبه سوری ست روز بیچاره گی اورژانس هاست. بنده خدا ها باید تموم شب و بیدار بمونند و به سوختگی ها رسیدگی کنند نمی دونم این افغانستان و پاکستان و بقیه با ایران چه مشکلی دارند که هر چی مواد منفجره دارند می فرستند این ورا که جوونای ما را به فلاکت بکشند. یک خواننده ی رپ هست که می گه مواد منفجره شده اسباب بازی حرفش خیلی درسته . امید وارم هیچ وقت دور و بر اینا نرین. بعضی ها برای یک شب خو دشون آواره ی بیمارستان ها می کنند. در هر صورت خواستم پندی به شما دوستان بدهم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 13:5 توسط masih |
|
|
* موریانه ها تا ۲روز زیر آب زنده می مانند.
* بیشترین جراحی هابی پلاستیک در اسپانیا انجام می شود. * چیتا قادر است در است در حداکثر سرعت خود گام هایی به طول ۸ متر بر دارد. * مردم فیلیپین به بیش از هزار لهجه شخن می گویند. * در حال حاضر ۲۹ کشور دنیا با کمبود آب مواجه هستند که با پیش بینی های انجام شده باحتمال زندگی این کشور ها فلج خواهد شد. * بیشترین روزنامه در چین به چاب می رسد. * خلیج فارس ۵۰۰ هزار سال قدمت دارد. * اردن چاغ ترین مردم دنیا را دارد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:32 توسط masih |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
پهلوان مسیح در پرشین گیگ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
اجتماعی ورزشی سرگرمی تصویر علمی ادبی عمومی آموزشی زیست محیطی پیامک لطیفه |
| پیوندها |
|
گریوان شاهنامه فردوسی تنهاش نذار سایت تخصصی موبایل تصویر برای وبلاگ yahoo رودمعجن مذهبی مهی آنلاین |
|
RSS
|